و من در میانه‌ام...

وقتی کوله‌ات را می‌اندازی، تا بروی تا قله کوه، حس خوبی داری.

شروع همیشه مقدس است. سبز است. مثل بهار.

مهم نیست تا قله دوام بیاوری. مهم این است که شروع کرده‌ای...

امسال را شروع کرده‌ام. با همه تقدسش. سبز ِ سبز. مثل تک تک برگ‌های شمشادی که زیر باران، جلوی خانه‌امان را روشن می‌کند.

سیزده روز از این آغاز گذشت، و من اولین سبزه‌ای را که امسال خودم انداخته بودم، گره زدم و با همه خاطراتش دور انداختم. اگرچه اعتقاد نداشتم. اما این کار را کردم. حس خوبی داشتم وقتی اطراف پارک لاله، سبزه‌ام را بین باقی سبزه‌ها رها کردم.

این کارم درست مثل گوش کردن تصنیفی است که آهنگش را دوست دارم اما معنی کلماتش را نمی‌دانم. یک تصنیف کره‌ای!! آرام می‌شوم وقت گوش دادنش. درست مثل زمانی که سبزه‌ام را رها کردم. انگار یک بار سنگین روی دوشم بود که دیگر نیست...

 

/ 16 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فانوس

بازم سلام ببخشید بی ادب شدم گفتم یه شوخی کنم اگه دلت گرفته مثل من باز شه کمی خوش و سر زنده باشی و در پناه خدای منان بدرود [گل]

ستاره ی سهیل

سلام ممنون از اینکه دعوتم کردین ایام بکام و سال نو مبارک التماس دعا یا حق

At

اون تصنیف کره ای رو خوب اومدی !!! فکر کن !! مثل دیدن پشت صحنه ی جومونگ به زبان اصلی ! هیچی نمی فهمی اما خوشت میاد !![نیشخند] [نگران]جدی جدی شام میاید؟! بابا عید دیدنی که شام و ناهاری نیست !!![اوه][زبان][نیشخند][چشمک]

حنیف

[متفکر]

جوجوسربه هوا

نوشته ی خیلی قشنگی بود جدا که منم با این موافقم که تلاش مهمه انشاالله که موفق باشین شما که افتخار نمیدین به ما سر بزنید اما من با یه موضوع جدید آپم خوشحال میشم قدم رنجه کنید و بیان [گل]

نت سل

راستی کی مزدوج شدی؟؟[متفکر]

زشت

ولی من همیشه اول کوه خسته می شم وبالا رفتم سختم می شه!ولی برگشتنا حسابی پر انرژی ام

زشت

راستی این وبلاگ جدیدمه :http://estefraq.blogsky.com