بیداری

 

     *معنای واژه‌های خانگی

     واگویه بود بر کفن باوری عمیق

    

 

     *سیلی زدیم چهره شب های خفته را

     یاسی دمید و خواب رمید از سیاهه ها

    

 

     *حقِّ همه‌ی دیده های ما ادا نشد

     سرما رسید و زد به سر ریشه های ما

     یعنی به امید سرشک نور

     نیت شدیم بر ورق خواب رفته ها

    

 

     *یورش به نور برد سیاهی و زخم زد

     رحمی نکرد بر تن آن نازکای نرم

     آخر صدای رهگذری داد را شکافت

     وارونه کرد آن همه پلک شکفته را

     

 

     *نم‌نم که پای نور به هر نرده ای رسید

     دست ستاره از سر نرده عبور کرد

     یاس سپید سِحر و سَحَر خنده‌‌ی لب‌های خشک را

     عمری برای لحظه‌ی دیدار و دوستی

     زد بر نگاه صبح و نشان شد تن زمین

     بیدار شد عدالت ِ بر حقِّ نازنین

    

 

     *مظلوم‌نمایی، صفت خواب مانده‌هاست

     بی‌باک آن که رفت به جنگ شبِ تباه

     بی‌باک نور و روز

     بی‌باک موج همت و

     بی‌باک مهر و ماه...

 

بی‌بهانه‌ها:

* اگر توانستید ترانه "هفته سیاه و سپید" را با صدای مهرداد پیدا و گوش کنید؛ اگر کلیپش را هم پیدا کنید که دیگر عالی است.

* اینجا من را برای یک بازی دعوت کرده بودند. قول می دهم در اولین فرصت که بتوانم دوستانم را "تعریف" کنم دعوتتان را لبیک بگویم. ممنونم سید بزرگوار.

* برای آن‌ها که بضاعت دارند: کمی آرامش به من قرض می دهید؟

* جمعه از لهجه دریا خیس ِ خیس / می گه قصه ی...

به قول شهید آوینی خوش ذوق:

     ...

     تو مثل نبض خوشبختی من آرام خواهی ماند

     و هرگز مرگ یک دیوانه کوچک

     که دور از باغ در زندان گلدان‌های زیبای تو می‌میرد

     تو را گریان نخواهم کرد

     میخک‌هایی که دور از باغ

     در زندان گلدان‌های زیبای تو می‌میرنند، می‌دانند

     من تکرار یک تنهایی‌ام...

 

 

 نکته: آنچه در ابتدای این پست می خوانید، برآمده از احساس من است اما شعر نیست. مجموعه ای از چندین پارت چینش جملات کوتاه است در پی هم، که در انتها، معنایی واحد را در ذهن تداعی می کنند.

 

/ 41 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن عاصی

بی معرفت..... نه ....نبودم . فقط امتحان داشتم. همین آمدم که جبران کنم اما نکته ات انگشتانم را برای تایپ نقد کرخت کرد. جمعه ی سپید و سیاه را دوست دارم فقط به خاطر شاعری که هنوز جسارتی از جنس ترانه ی دو ماهی دارد . هنوز جسارتی برایش باقی مانده . تکرار نمی کند و دور باطل نمی زند. به زودی برخواهم گشت.... مفصل تر از همیشه . غمگین تر از همیشه. موفق باشی

At

نکته را نمی گفتی عوام فهم تر بود!! اپم

محبان آقا

بسم رب المهدي رجب بر خود مى‏ بالد كه آشناى نداى وحى است و طنين صداى جبرئيل را مى ‏شناسد و مفتخر است كه چشمان مولود كعبه، قرص ماه رجب را در ديدگان رسول نور نظاره كرد. اما آفتاب رجب شاهد آب شدن زينب كبرى عليها السلام زير اندوه غم كربلا شد و وفات بزرگ بانوى صبر و استقامت را به نظاره نشست و صد افسوس در عزاى او كه خشمش را فرو خورد تا اسوه ى شيعيان باشد و زندانهاى نمناك را تحمل كرد تا اسلام باقى بماند. با سلام به شما و تبريک ايام رجب .. التماس دعاي فراااوان يا علي مدد..

زهرا

سلام بنت الهدی عزیز ممنون که به همسایت سر می زنی[لبخند] چیزی نشده. برای مدتی نیستم...شاید اگه خدا بخواد دوباره برگشتم[لبخند] التماس دعا[گل]

مجتبی پور طالبیان

دانشگاه زنجان سهمیه بندی برق،آب و به زودی هوا ادبیات کجایی که سیدتُ کشتن ترقی معکوس و ترانه یکی از خودم یکی از شهیار قنبری بزرگ خدا وکیلی کجا این طوری می تونی وب بخونیُ عشرت کنی؟

ارمیا

سلام یک بار دیگر مرور کردم و باز در بی بهانه ها به دنبال بهانه ای برای انتظار گشتم __________________ فرارسیدم ماه رجب رو پیشاپیش تبریک میگم التماس دعا

داود سیدی

سلام [لبخند][گل] ×××کاغذ دعوت به روز شده است×××

میثم - بچه های آسمان

با سلام. از آنجا كه توفيق زيارت مكه ي مكرمه و مدينه ي منوره حاصل گشته ،ضمن خداحافظي و كسب حلاليت دعا گوي شما خواهم بود.

عبدالحمید رحمانیان

سلامی از معنویت رجب . شعر از شما کمتر دیده بودیم اما انصافا آغاز پست را جالب دیدیم . ...وارونه کرد آن همه پلک شکفته را نیت شدیم بر ورق خواب رفته ها .. خیلی زیبا بود .گاهی لغزش های وزنی عذابی الیم است که قابل رفع است .بیشتر از معاصرین بخوانید و جدی تر بگیرید جدی تر از داستان وبلاگ . خدا نگه دار .

شوخ

با نکته موافقم