رفتنی

می‌ترسم.

مثل وقتی که برقا می‌ره و همه جا تاریک می‌شه!

داری کجا می‌ری آخه؟

تازگیا رفتم و سه تا لاک پشت ِ کوچولو خریدم.

صدای پاهاشون رو توی آب می‌شنوی؟

اصلا می‌دونی چیه؟

دارم به این فکر می‌کنم که دوستی با لاک‌پشتا،

ایمنی بیشتری داره؛

آخه بیشتر عمر می‌کنن...

/ 15 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

سلام ... تو اين روزها ... و تو اين دنياي هفت رنگ ... به دوستي با هيچكس نميشه اعتماد كرد .

مريم جمشيدی

چسبيد...داستانكت چسبيد ...[لبخند]

محمد حامد

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام. بشمر ....نه نشمر 15 تاست به اندازه تعداد این گل ها توی امتحان ها گ-- زدم(منظورم گل بابا همینا[گل]

مهرآئین

اه....اینطوریه؟پس دوستی با لاک پشتها ایمنیش بیشتره؟......[متفکر]

فرهاد

سلام جالبه دوستي با لاك پشتها ... يك وبلاگ جديد افتتاح كردم ولي هنوز تو وسواس اولين اپديت هستم … http://avaye-ney.blogfa.com پرسه هاي دلواپسي

جواد آقایی

سلام یک سفر که همه می رویم و آیا دوست داشتنی خواهد بود؟!! کربلا ببینمتان یا علی[گل]

گوگولچه

سلام! وبلاگتون قشنگه! خیلی! لاک پشتا رو منم دوس دارم! عاشق آرامشش شونم! [پلک] وبلاگ منم یه سر بزنین، خوشحال می شم! [ماچ]

مريم جمشيدی

شنيده ايم كه حضرت عليا امتحاناتش تموم شده و عن قريب احتمال ديدارشون وجود داره![چشمک][گل] خدا قوت ، راستي حالا كه از امتحان خلاص شدي ، عنايتي هم به اين وبلاگ بفرماييد[گاوچران]

محمد حامد

[خرخون] قیافه من توی ایام امتحانات قیافه من لحظه کارنامه [اضطراب] قیافه من بعد از کارنامه [مغرور] قیافه من برای دیدن شما [رویا]

سيد

آيا شما خواهر همان امام موسي صدر هستيد ؟