آدم و خدا

*بر دلم نقب زدی

آب از چشمه چشمم جوشید

ناگهان باد خزید

دست دل در دستش

و نگاهش بر راه

و زمان نیست شد از هست مکان

و مکان "لا" شده در چهره ماه

مثل پر در آتش

یا چونان سوزنی در خرمن کاه

و تو با تیشه فرهاد مرا طعم زدی

و شدم شیرین در شوری اشک

*هان دمی خاک دمید

آسمان گرد تو و شمس خمید

راهمان بر شش بست

و کمانگیر شدی

آن زمین را به زمان تیر شدی

از کمانت به گمانم

همه مست و همه تخدیر شدی

*در همان ثانیه

از خم ابروی من آ

صنما !

پیر شدی

و تو زنجیر شدی

و به نخجیر نگاهم

بس هواخواه و بسی میر شدی

و به دل، گیر شدی

تا خود و تا دلِ دلگیر، فراگیر شدی

و تو تکثیر شدی

*باد، دستت بودی

آب، رویت بودی

خاک، ذرات وزین، بر سر کوی ات بودی

دست تو، آب به کوی ات پاشید

و به دل، گِل شد و با هِل بویید

جز کرم خوی ندید

توی طغیانگر تنهایی را

روی رامین صفت خویش گُزید

پیش از آن خوی تو بر پیکر بی جان و نحیفش جویید

و لبش چون هوسی خام

به دندان جلو

خوب و آهسته و آرام گزید

*ازل از خواب پرید

تا ابد گرد خیالش چرخید

*تو خدا نام شدی

و من آ، ای صنما

چون تو دلدار و در این دست قمار  

شدم آدم اسمی

که به جسمی تنها

قٍسم این دایره در حکمت و جان می جوید

و به خود می گوید:

"گر نخواهی که کنم رسوایت

سیرت خویش به صورت بنگار"

آفتابی پیداست

شب پیری که به قیری گیر است

ناگهان موی سپیدش

بر لب گورِ پر از نورِ طلوع

پرچم روز به خود می بیند

های!

بشنو  ای "خود"

آفتابی پیداست...

/ 40 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عقيق

سلام عزيز نازنين حال زيبايی دارد کبوتری که تازه از حرم برگشته... يا ابا................

پيمان دانشفر ۱۹ ساله

به یاد داشته باش.. درست درلحظه ای که می گویی " من تسلیمم" شخص دیگری که درحال نظاره ی همان موقعیت است با خود می گوید" چه فرصت بزرگی

مجيد

بسيار زيبا و دلنشين بود.

سهيل

سلام خواهر گرامی سلام با عرض تسلیت ایام سوگواری حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) انشاءالله از شيعيان راستين آن امام همام باشيم التماس دعا يا حق

سهيل

در ضمن پستتون بسيار زيبا بود به روز شدين اطلاع بدين

محدثه

سلام بانو التماس دعا

ابوالفضل

با عرض سلام و تسلیت تاسوعا و عاشورای حسینی خدمت شما بزرگوار و خانواده محترمتان. خدا خیرت دهد دعایم کن تا درک درستی از فرهنگ عاشورا داشته باشم. اجرکم عندالله ایام به کام و التماس دعا