يک چينش نا منظم ..

این روز ها که می گذرد

هر روز احساس می کنم

که کسی در باد فریاد می زند

احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود

یک آشنای دور صدا می زند...

**************

Eroica.jpg

یک آمار روزانه

خسته از مسیر

جامانده از عبور

جاذبه ی هدف

کشیدن یک تن خسته

گل های سرخ آب خورده در کوله ی نم دار

دست های یخ زده از سرمای فصل

آتش گرم

من و همین نزدیکی ها

پاهای سست و بی رمق

قله ای در انتظار خنده های آبی آسمان

منظره ای به وسعت یک فکر

هفت کور و یک کر

گذشت ذهن و حوادث

مثل هم

ذهن و معنای تفکر

می رسد به

رسیدن

رسیدن

و باز هم رسیدن...

    

/ 25 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
haft

سلام دوست خوبم. به ندای اون اشنای دور پاسخی هم می دهی؟!

بيقرار ظهور

دوستان خوب و بزرگوار : از محبتهای پیوسته شما در طول فعالیت بیقرار ظهور صمیمانه سپاسگزاریم از آنجائیکه پایگاه بیقرار در حال راه اندازی است تقاضا داریم محبت بفرمایید آدرس « بیقرار ظهور » را در پایگاه خود به www.bigharar.ir تغییر نشانی دهید و در صورت تمایل برای یاری ما در بخش تحقیقات مختلف آن اعلام آمادگی فرمایید . التماس دعا

حریم من

به خدا می سپارمت ای خاطرت را سپرده به خاطراتم خداحافظ ای حافظ حرفهای تنهاييم خدابدرود ای مثل رود در ذهن من جاری بسلامت ای حافظ سلام همیشه ام در پناه خدا ای پناهگاه شبهای غربتم ای آبی تر از دريا ای سبز تر از جنگل خدا بــــدرود...خدا يـــاور منتظر حضور سبزت

مجاهد فی سبيل الله

سلام عليکم.. بردلم بود که آدم شوم اما نشدم.. سکوت بالاترين فرياده. هميشه.. التماس دعا. يازهرا(س)./

منصور

سلام مرسی از اينکه خبرم می کنی شعرت قشنگ بود يا خشوک بود قربون معرفتت برات ارزوی موفقيت می کنم قربانت بای

موسی

زندگی چون جمله هایی بود بی پایان سربهای داغ نقطه ای در انتهای سطرهایی مختصر بودند قلبها با قلبها نا آشنایی داشت دستها با دستها بیگانه تر بودند در شب طولانی سنگین کورمالان گرچه یاران در سفر بودند سخت از هم بی خبر بودند از دورویی های بی پروا وز نگاه سرد گستاخانه بی شرم این و آن آن و این در ‌آتش عصیان و خشمی شعله ور بودند نی امیدی بود نه نویدی بود نه به سر شوری نه در دل اشتیاقی بود و لبان رازداران در خطر بودند دلهره اندوه ... در شبی اینگونه جانفرسا در شبی این گونه ذلت بار مردم آزاده بیدار چشم بر راه سحر بودند

موسی

شعر زیر برای مرحوم حمید مصدقه.

مريم

بنت الهدا جونم! من چی می تونم بگم در مقابل اين همه لطفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت. تو خودت گلی عزيزم....

سيد غريب

سلام عليکم.. گويند که سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود اما به خون جگر شود

شهرام

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمه الله موفق باشی پیشاپیش شهادت امام جعفر الصادق را به شما تسلیت عرض می نمایم 25 ماه شوال التماس دعا خدانگهدار