سلام دكتر ... سلام!

يك راسته بي استخوان كلمه بود كه تو را مي خواند و مي خنديد به قاچ هاي سلام تو كه از دل برش مي زدي !

وقتي به داخل آب جمع شده گودال خيابان نگاه مي كردي ،‌اين بار انگار آب بود كه آسمان را بر تو مي باريد...

اگر نبودي شايد آب تشنه ام مي كرد براي آبي بي كرانش!

و قليه هاي حرف را بي آن كه وزنش كنم ، ناپز و خام مي خوردم و رو دل اذيتم مي كرد ...

اگر نبودي ...

خدا را شكر ،‌ هنوز هم هستي و لبخندت آفتابيم مي كند !

**************

نگاه سرد ديوارها ، گاهي ما را مضحكه تمام اشياء مي كند ...

چه قدر بچه ايم كه باور كرده ايم ، بزرگ شده ايم !

بي آن كه بدانيم ، ملعبه دستمان ، كلماتي چون دل و عشق و خداست ؛ كه به بازي يك قل ،‌ دو قل مي گيريمشان !!

و اين گونه است كه همه آلوده گناهي سرگرم كننده و مقدسيم.....

/ 55 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کدخدا

يه چيزو ميدونی تو آخرش لينک اين اهنگت رو بم نميدی حالا ببين من اين حرفو کی بت گفتم

محدثه

دارم به بچه ها می زنگم...شمارت رو نداشتم! گفتی آنلاين ازت خداحافظی کنم عطيه که توی ذهنمه گفته باهم بودين اونجا تولد خانم پس به ياد جفتتون هستم

سمات

سکوت برای خودش فرهنگ دارد

At

دلم... داره ميره مدينه....!! همين !

مهدی بختياری

اصلا به ما چه ربطی داره ؟ این مردک اسرائیلی ، اسیر جنگی بوده و تو جریان بمباران خاک لبنان بوسیله ی خود لبنانی ها اسیر شده اما حاج احمد متوسلیان و رفقاش ، دیبلمات بودن و دزدیده شدن ، اما گوش این نامرد ها به حرف حساب بدهکار نیست و حالا دیگه سرنوشت حاج احمد متوسلیان حسابی با اسم این متجاوز اسرائیلی گره خورده. نشون به این نشون که بیست ساله هیچی دست طرفین رو نگرفته، با این تفاوت که اسرائیلی ها هنوز برای روشن شدن تکلیف "رون آراد" مثل روز اول ( و حتی بیشتر ) دست و پا می زنن اما ایرانی ها دست رو دست گذاشتن و بیست ساله دارن یه قل دو قل بازی می کنن،