يک درد دل

فیلم "اخراجی ها" وقتی که پخش شد همه خندیدند!

اما کسی نمی پنداشت شاید آن هایی که صدای سرفه های خشکشان و درد تن خسته اشان، ستون های آسمان را دور از گوش های کر این زمانه می لرزاند دلشان لرزیده باشد... دیو اندوهشان از خواب بیدار شده باشد... ابر چشمانشان باریده باشد... قلبشان شکسته باشد...

هیچ کس آیا می داند چه بر سر آن هایی آوردیم که اگر نبودند شاید تویی که این مطلب را می خوانی هیچ گاه اینقدر راحت پشت میز و صندلی کامپیوترت ننشسته بودی و این اعتراض را نمی خواندی !

آن هایی که درخشنده اند و درخشنده می مانند، هیچ گاه نور ایثارشان پیش خدایمان از یاد نمی رود!

یادمان باشد که ما فراموششان کرده ایم ! نه خدایی که از رگ گردن به آن ها نزدیکتر است ...

/ 43 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وکيلت

وکيلت

امشب منو يادت نره هاااااااااا يه دعای مخصوص ميخواماااااااااا

هانيه

آره، انکار نکنيم، فراموششون کرديم... سلام، خيلی خيلی از دقت نظری که موقع خوندن داستانم به خرج دادی و نظراتی که برام نوشتی ممنونم، حتماْ می‌تونه برام سازنده باشه... اومدم بگم که شديداْ مايلم که قصه‌ای که گفتی رو برام بفرستی که بخونم... ممنون، منتظرم...

موسي

كاش تو اين شب ها يكي پيدا بشه و ما رو دعا كنه...

وکيلت

ميدونم که به يادم بودی مرسی

پینکــی

توهین به فرهنگ جهاد و شهادت طومار اعتراض را امضا کنید : http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=4aa87948-4cea-4eb8-83aa-91e897e5dbc2

سلام...من فيلم توبه نصوح رو نديدم...حيف...برای اخراجی ها خنديدم...اما..گريه هم کردم...برای اونايی که چه عاشقانه رفتند...