لحظه های نم دار

mahtab5.bmp

     کنار نور مهتاب

     قایقم کمی کج می شود

     به آب نزدیک می شوم

     و نور مرا به عمق تاریکی آب هل می دهد

     بادبان های سپید

     نگه داشته اند نقره های باقی مانده شب را

     دریا هم ساکت است و مرا گوش می دهد

     نجوای شبانه ام حتی دل ابرها را هم خالی می کند

     ترسیده اند!

     نمناکی هوا و هق هق ستارگان

     بادبان های سپید که نسیم را باد می کنند

     و قایقی گه گاهواره وار خوابم می کند

     و آب ، غافل از تمام لحظه های نم دار چشمانم

     دستان بیرون افتاده ام را

     در میان غریبگی هایش

     بال می دهد

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
At

آخه من قربون اون ... بشم !!

خود من

طعنه ؟! پ ن : طعنه می تونه يه نگاه باشه يا جمله ولی دو خط نوشته برای شکستن و شکسته شدن و خرد شدن و تمام شدن طعنه نيست ! خاطره است و شايدم ياداوری يک خاطره !

haft

حواست باشد مسافر لالایی بادبان که شدی غريبی مهتاب را در خواب نبينی آخر دلت را می سوزاند گفته بودم به خواب من که آمده بود نگاهش پر از دوری خورشيد بود ...

haft

سلام هدی جان خوبی خانومی؟

جودی

سلام . اگه هنوز قصه شهر سکوت يادت مونده باشه من همون ستاره ای هستم که بهش سر می زديد

سهيلا ملکی

سلام گل مهربونم دختر شيرين زبونم روزت مبارک خانوم خانوما....

خود من

تاريکی اش دل را می لرزاند اينجا ... روشنش نمی کنی ؟

کدخدا

پيشاپيش عيد رو بت تبريک ميگم

زهرا

بعد از اين همه بی خبری..... سلام همسايه..... قايقت آباد......

سرلک

عید مبعث مبارک