بازگشت نویسنده

دادگاه رسمی؛

اسم باشکوهی‌ست برای این چاردیواری متروکه!

خیلی وقت است که اینجا را به حال خودش رها کرده‌ام. گرد و خاکش را نگرفته‌ام. خانه‌تکانی‌اش نکرده‌ام.

عید آمد و رفت و این خانه همان خانه قدیمی و دوست داشتنی هدای دوستانه‌هاست.

قرار است باز هم در همین خانه قدیمی بنویسم. کمی آب و جارویش کنم. دستی به سر و رویش بکشم و با دادگاه رسمی‌ام مهربان‌تر باشم.

اینجا دادگاه رسمی ‌است. دادگاه دل کوچک من و دلبستگی‌های بزرگم.

اینجا جایی برای فراغت است. قدم زدن در هوای خوب نوشتن؛ نفس کشیدن در هوای پاییزی یک فضای کوچک و صمیمی...

اولین خوش‌آمد را خودم می‌گویم.

به دادگاه رسمی "خوش‌آمدم"...

 

/ 1 نظر / 21 بازدید