نور قرمز انتظار

tasvir.JPG

 

همین حوالی نشسته است

گلدان پشت پنجره دست نسیم را می خواند

برگ هایش می شکند

زرد می شود

و در انتظار خورشید می نشیند تا صبح

قطره های آسمان هم گویای دل پر درد و خاک آلود گلدان است

انتظار چه نور قرمزی دارد تا سحر

صدای نغمه بندگی که بر می خیزد

آسمان هم آبی اش جلا می گیرد

نور قرمز انتظار اما

هنوز در فاصله درز چشم ها و پنجره، سلوک می کند...

 

/ 28 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آشنای دور

سلام گاهی خوبه آدم يک طرفه به دادگاه نره و ..... بعد خودش خودشو تبرئه کنه

نسيم

سلام بابا وبلاگ.چه خوشگل شدی امشب؟ها.چه خبره؟!!

خود من

نظرت هم سخت بود ! تکرارش هم فهميدنش را به سختی ممکن می کند !

At

به روزم

اشنای دور

سلام دوستی گفت من نمی خواهم جانباز شوم دیگری از وظیفه گفت یکی دیگر برایم شعر نوشت .... اما هر وقت که با او هستم میگوید بمان تو که هستی شادم میروی غمگین برو تا من هم بخوایم پس ما میرویم تا او بخوابد

وکيلت

برای گل

متين

و کاش به پنجره حتی نگاهی ميکرديم ...

كبوتر بين الحرمين

سلام... و تو گويی باريکه آن نور آبی تا اين نزديکها که بسی دور می نمايد از آن لفق انتظار رسيده . کاش عالمگير شود ... بهره برديم . عالی بود ... ....... ............ ................... آخرين شب جمعه ماه شعبان ... دولت عاشقی به روز شد . منتظر قدوتان

یاسر

سلام من شما را لينک کردم . درضمن به روز هستم اگر دوست داشتيد بهم سر بزنيد. ياعلی