توبه نصوح

بعد از سالیان سال فیلم "توبه نصوح" را از شبکه اول سیما تکرار کردند!

این هفته های من فقط به فیلم دیدن داره می گذره؛ اما خیلی از چیزایی که داشت تو گنجه اعتقاداتم خاک می خورد، داره پیدا میشه...

این که نسبت به ده سال پیش خیلی بی معرفت شدم... خیلی بی معرفت شدیم!! خیلی...

توبه نصوح رو که دیدم خیلی تکون خوردم... فیلمش تو فضاهای فضایی امروز خیلی برام لازم بود، بعد از دیدن فیلم یه اس ام اس از یه عزیزی برام اومد، گفت: فیلم رو دیدی ؟ گفتم: آره گفت: نظرت چیه؟ گفتم: ترسیدم...

خب ترس هم داره دیگه! نداره؟! اگه فک کنی توی یک گور به عرض و طول خودت می خوابی، چند تا سنگ مستطیلی و سنگین می چینن روی جسم بی جونت و بعد فشارت می دن، همچین که شیری که وقتی شش ماهه بودی، خوردی از دماغ و دهان و گوشات می زنه بیرون، نمی ترسی ؟! نمی ترسی توی همون گور تاریک کرم و مور و ملخ بخورنت؟! سوال و جوابت کنن؟! نمی ترسی ؟! خب می ترسی دیگه مومن!! (می دونیم که اینا ظاهرشه!)

همه اینا به کنار... این که باید برای جلوگیری از این ترس تو همین دنیا به حساب کارت برسی خیلی بیشتر ترس داره! 20 سال، 30 سال، 40 سال، 50 سال زندگی می کنی، نفس سرکش و یاغی رو پروار می کنی، بعد یه هو یکی میاد بهت میگه که اینه رسمش؟! که سوار شی اسبش؟! بفرستی پیشکش، غوره جای کشمش!

ده نه ده!

*****

حرافی نمی کنم:

بحث با دوستم، باعث شد برم و کارنامه محسن مخملباف، کارگردان این فیلم رو کامل سرچ کنم، چندان تو بحر کارای مخملباف نبودم. از گوشه و کنار در موردش شنیده بودم، اما تمایلی به دونستن در مورد کارهایی که انجام داده نداشتم! کارگردانی که حالا سفت و سخت چسبیده به جشنواره های خارجی... و شاید بیشتر همین جشنواره ای کار کردن و سخت به کارهاش دست پیدا کردن باعث شده که نسبت به آثارش کشش خاصی نداشته باشم! (آخه مگه در عصر ارتباطات که این همه مسئله مهم واسه پرداختن وجود داره، با این همه حجم اطلاعاتی که دور و برمون هست، چه قدر وقت داریم که بخوایم به کارهای گذشتگان هم نگاهی داشته باشیم! این هم در نوع خودش جالبه!! قابل توجه نسلی که فقط نوک دماغش رو می بینه!!!!! )

اما سیر اسامی کارهای مخملباف و خوندن خلاصه محتوایی آثارش خیلی به فکرم انداخت... آخه برام جالبه که بدونم یه هو چی شد که از "توبه نصوح" رسید به "سکس و فلسفه" ؟! البته همچین هم یه هو نبود! 25 سال گذشته خب !!!!!!!!

من فقط یه سرچ ساده انجام دادم، شاید برای گفتن این حرف جایی وجود نداشته باشه اما:

نمی دونم توجیه مخملباف چیه؟ موضوع فیلم یکی مونده به آخرش (نام فیلم آخر این کارگردان: جیغ مرچگان) با توجه به سرچی که انجام دادم و به سناریوی فیلم دست پیدا کردم با همه آن چه که در "توبه نصوح" گفته شده بود، توفیر داره!

خدا عاقبت همه را به خیر کند... الهی آمین!!

*شب های قدر هم تموم شد! خوشا به حال آنان که توبه ای نصوح عایدشان شد...

 

/ 39 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريـــاد گـــــر

اطلاعیــــــه بســـم رب الشهــــــدا و الصدیقیــــــن در پي بي توجهـــي صدا و سيمـــاي جمهوري اسلامي ايران به اعتراضـــات گسترده جمعي از رزمنـــدگان ، جانبـــازان ، دانشجويان ، وبلاگ نويســـان وتعدادي از نمايندگـــان محترم مجلـــس شـــوراي اسلامـــي مبني بر عــــــدم پخش فيلم اخراجي ها از سيماي جمهوري اسلامي ، در روز جمعه مورخ 20/7/86 ساعت 22:30 (همزمان با پخش فیلم) با تجمع در گلـــزار شهـــدای گمنـــام مسجـــد بلال ســـازمان صـــدا و سیمــــــا اعتراض خود را به اين اقدام صدا و سيما اعلام ميداريم .

مهدی

آدم را سگ بگیره جو نگیره! برای اخراجی ها و درخشنده!

وکيلت

پيشاپيش عيد رو بت تبريک ميگم

وکيلت

يه جشن كوچولو گرفتم تو نباشي برام اين جشن قشنگ نيست بيا پيشم باشه ؟

حنيف

من نمی دونم چرا اما توقع نوشتن چنين مطلبی رو از شما نداشتم...

وکيلت

عيدت مبارک موکلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

وکيلت

کاش واسه تولد ميومدی جات واقعا خالی بود

حسين

با خوندن اين نوشته، در مورد «مخملباف»، «توبه»، «فيلم توبه نصوح» و «تغيير و تحولات آدم ها» يك دنيا حرف به ذهنم سرازير شد كه اينجا مجال مناسبي براي عرضه آنها نيست. چندي پيش با عزيزي بحثي مرتبط با اين موضوع داشتم كه ياد ماجراي يك تحقيق دانشگاهي افتادم و نقلش كردم كه خيلي وقت پيش شنيده بودم و براي هميشه در ذهنم ثبت و ضبط شده است. ماجراي اين تحقيق بدين ترتيب است: روزي دانشمندي يك ظرف آب را روي اجاق مي گذارد تا به جوش آيد. زماني كه دماي آب افزايش يافت و به نقطه جوش رسيد، وي يك غورباقه را به درون آب ظرف پرت مي كند! غورباقه به محضي كه اولين نقطه بدنش به آب جوش برخورد مي كند و متوجه حرارت آن مي شود، به سرعت جستي زده و در كسري از ثانيه از درون ظرف بيرون مي پرد و جان سالم به در مي برد.

حسين

در مرحله دوم تحقيق، دانشمند ابتدا قورباغه را درون آب سرد ظرف مي گذارد و سپس ظرف آب محتوي قورباغه را بر روي اجاق گاز مي گذارد و به نرمي و با شيب ملايم دماي آن را افزايش مي دهد تا جايي كه دماي آب به نقطه جوش مي رسد و شروع به غل غل كردن مي كند! لابد همه جوياي سرنوشت قورباغه هستند؟! ... قورباغه تغييرات تدريجي و در امتداد زمان را فهم نكرده و چون آب به ملايمت گرم مي شد، متوجه افزايش آرام حرارت نشده بود. اين جانور نگون بخت تنها زماني متوجه شد كه حسابي پخته شده بود و كاري از دستش بر نمي آمد! اين مي تواند سرنوشت محتوم بسياري از ما انسان ها نيز باشد. همه ما در مقابل تغييرات آني و دفعتي واكنش نشان مي دهيم، اما اگر در به مرور زمان اتفاقي بيافتد و دچار تغيير بشويم، متاسفانه تنها زماني متوجه آن مي شويم كه كار از كار گذشته است! من تا كنون قورباغه هاي زيادي را ديدم و همواره از قورباغه شدن مي ترسم ...

آرش

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته‌ات به دودست دعا از بلا نگه دارد