شک -->يقين ... و ديگر همه چيز !

49978_wallpaper280.jpg

در يک کتاب آشنا خواندم :

آنچه را كه مردگان ديدند اگر شما مي ديديد ، ناشكيبا بوديد و مي ترسيديد ؛ و مي شنيديد و فرمان مي برديد . ولي آنچه آنها مشاهده كردند بر شما پوشيده است ، و نزديك است پرده ها فرو افتد . گر چه حقيقت را به شما نيز نشان دادند ، اگر به درستي بنگريد ؛ و نداي حق را به شما شنواندند ، حتي اگر خوب بشنويد ! و به راه راست هدايتتان كردند اگر هدايت بپذيريد ! راست مي گويم ، مطالب عبرت آموز اندرز دهنده را آشكارا ديديد .

 

***

من چي رو ديدم ... چي مي خوام ؟!! چه طوري مي رسم ؟ اصلا به كجا بايد برسم ؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يه كم كه فكر مي كنم مي بينم ما آدم ها چه قدر غامض و پيچيده ايم !

هر كدوم از ما نسبت به زندگي يه نگاه منحصر به فرد داريم و اصلا دو نفر با نظرات كاملا مشابه وجود نداشته و نداره و نخواهد داشت ! يعني به تعداد اين افكار براي رسيدن به هدفي كه هنوز كاملا نشناختمش راه وجود داره ؟!!

نه بابا .... ! اين فقط مي تونه يه شوخي باشه ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شايد به تعداد اين افكار رهسپار و  مسافر وجود داشته باشه ولي راه كه يكي بيشتر نيست !!  هست ؟

بعد از محاکمه تکليف همه معلوم ميشه ، اون روز همه در يک سطح از محاسبات اعمال قرار داريم ... نمی دونم من جزو کدوم دسته ام فقط می دونم می ترسم ؛ از ابراز اين ترس هم هيچ ابايی ندارم و اتفاقا هميشه با صدای بلند اون رو اظهار می کنم ٬ شايد خدا رحم کنه و بگه اين بنده نازک نارنجيه بهش سخت نمی گيرم ... اين طورياست ديگه !! ما هم خدای رحمانی داريم به هر حال ، يه وقتايی کلی حال می ده بهمون ... ولی خب من باز به اين هم راضی نميشم !  آخه من ، رحيميت خدا رو هم می خوام ... ! ( می دونم الآن همتون دازين می گين بچه پر رو چه رويی داره ... بزنم چششو در بيارمااااااااا !!!! ) آخه اصولا دل من همه ی چيزای خوب رو می خواد ! ( می دونم دوباره دارين می گين : چه کم اشتها ؛ مگه ما چی می خوايم ؟!! )

 

***

توي اين يه هفته اي كه گذشت حسابي شگفت زده شدم !! کپ کردم... نمي دونم بايد چي كار كنم !! آخه يه نفر منو به وبلاگش دعوت كرد تا توي اون درباره ي قيامت يه مطلبي رو بخونم ولي ...

نظراتش جالب بود ولي انگار خود نويسنده تمام جواب ها رو مي دونست اما مي خواست من و امثال من رو به شك بيندازد !! البته همون ابتدا که وبش رو می خوندم صحت خيلي از نظراتش برام محرز نشد اما خوب به نظرم شك مقدمه ي يقينه و اميدوارم هم من و هم اين دوست ما كه خيلي هم پيچيده فكر مي كنه به يقين برسيم ... !! (الهي آمين )

اين رو هم بگم که اتفاقا دنبال کار رو گرفتم و به نتايج خوبی هم رسيدم ، و اميدوارم بتونم به زودی شما رو هم در جريان اين نتايج بگذارم .

 57912_wallpaper280.jpg

بی ترديد داستان شمس تبريزی و مولانا و رودخانه رو شنيديد ، دلم می خواد مثل مولانا توی اون موقعيت که می خواست از رودخونه رد بشه و نتونست و افتاد تو آب در مونده نباشم ... می خوام با اطمينان « يا علی » رو بگم ... بدون ترس ، با يقين تمام ، با کمال ايمان !!

ميدونم که خيلی وقته شروع شده ... پس می خوام قرص و محکم ادامه بدم .

41238_wallpaper280.jpg  

/ 42 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متين

ولايت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

ميثم

ياد جمله ی مروف رضا مار مولک افتادم :‌که به تعداد ادمها راه برای رسيدن به خد ا هست شک هم لازمه ی يقينه صددر صد ممنون از لطفتون با تبادل لينک موافق بودين خبرم کنين

احمد

ممنونم كه من رو از يكنواخت شدن وبلاگم مطلع كردي ولي چه كنم كه بيش از اين نمي تونم وقت بزارم و سعي ميكنم يه تحولي ايجاد كنم ممنونم سر زدي يا علي

نازنين

سلام دوست عزيز متن بسيار زيبايی بود......عالی بود موفق باشی

ابوذر

سلام متهم جان ولادت زينب كبرى‏، بانوى بزرگ اسلام را بر شما و عاشقان آن حضرت را تبريك ميگم . خدانگهدار

تنهاترين غزال

سلام دوست خوبم منم آپ کردم خوشحال میشم سر بزنی سربلند باشی بدرود خوابم نمي ربود نقش هزارگونه خيال از حيات و مرگ ، در پيش چشم بود . شب ، در فضاي تار خود آرام مي گذشت از راه دور ، بوسه سرد ستاره ها مثل هميشه ، بدرقه مي كرد خواب را . در آسمان صاف ، من در پي ستاره خود مي شتافتم

حميد( در کوچه باغهای بيابان )

5 جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها سلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد. خيلی جالب مينويسی موفق باشي

غزال و رضا

سلام متن قشنگی بود موفق باشی ما هم به روزیم خوشحال میشیم سر بزنی بدرود من و دل عاشق شدیم من میگم تا اون باشه زندگیمون حروم میشه دل من باز داره هی مغلطه بازی میکنه من و دل عاشق شدیم من میگم ، اگه بره؟ آخ اگه یه روز بیاد دلم رو تنها بذاره؟ اما باز دلم داره حرفامو حاشا میکنه داره باز با خنده هاش با شیطنت ، خودشو توی دلم جا میکنه

امير

سلام عزیز در مورد تشنج در مراسم سخنرانی رفسنجانی در قم چیزی شنیدی؟پس بیا ببین چه خبر بوده.اینبار آپ سیاسی کردم نظرت چیه؟