شطحه . . .

درست چند دقیقه بعد از جمعه است... و باز هم نیامد. (خدا جان! این را محض ادای دین‌َم در میان گفتنی‌ها گفتم؛ وگر نه بی‌اغراق انتظارم بیش از این‌ها بود. که تو خدای من بودی و هستی و خودت اصرار داری که باشی.....)

اما تو گوش کن:

دلم عجیب می‌ترسد از این همه خونی که می‌بینم و می‌شنوم. فرض کن از هر نوعی که هستی، حتی اگر حیوان درنده هم باشی، تا وقتی آزارت به کسی نرسد، _در شرایط عادی_ کشته شدن حق تو نیست ... زندگی را آدم‌های روی زمین و از جنس خاک به تو نداده‌اند که آدم‌های خاکی _که موجودیت مظلوم خاک را به لجن کشیده اند- از بین ببرند. گرفتار شعار شده‌ام و خاطرم رنجیده در برخی لحظه‌های روزهای اخیر؛ -باور کنید، باورم نمی‌شود که این قدر قسی شده باشم که بنویسم برخی لحظه‌ها!-. یاغی بودم و حالا چون موش میان کلمات می‎خزم تا شاید جای دستی پیدا کنم روی صخره‌های یخی این روزهایم! و . . .

اینجا و اینجا را فقط کمی بخوانید. این جمله را از اولی برداشتم که دوستش داشتم:

اگر روزی روزگاری ما هم داخل جنگ شدیم. ترجیح می دهم اول طرف حسابم مصر باشد تا اسراییل!

 

 

     *شبیه صفحه شطرنجی شده‌ام

     که مهره‌هایش افتاده‌اند . . .

     و در این «ماتَ»م‌سرای ِ چهارخانه‌ی ِ سیاه و سپید،

     نایی برای بازی ندارند!

    

     *شبیه رونامه‌ای تاخورده،

     که مدت‌هاست،

     از تاریخ چاپ آن گذشته است،

     و هیجانی در هیچ خواننده‌ای ایجاد نمی‌کند.

    

     *شبیه سیبی که پوستش چروکیده و

     جز مادری دلسوز،

     ... که با لبی گزیده،

     هارمونی کپک ِ سیب و سطل را،

     برهم می‌زند؛

     ولعی در هیچ خورنده،

     نمی‌آفریند.

 

     *«خدا» ی درون من رو به پیری گذاشته،

     این را از چروک ِ فکرهایم می‌فهمم . . .

     و نشانه‌هایی که،

     میل باریدن دارند؛

     و دیگر حتی . . .

    

 

ادامه دارد...

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

و خدای درون من عجیب رو به جوانی گذاشته است! تفکراتم از فرسایش گذشته در حالی که میرفت تا فسیل شود به آنجا که بانو عسل آرمانش بود می رود. و حالا با این تفکر باز بهتر می توانم بدی ها را ببینم. زندگی در مه خوب است خیلی خوب...

محسن عاصی

این جمعه و جمعه های دیگر بازیست عشقش بکشد سه شنبه هم می آید !

MJ

چرا همه درباره خدای خودشون گفتن؟ مگه اعتقاد به توحید نداریم؟ جای کاهنان یوزارسیف خالی از خدای عامون بگن!!!

At

ما دوستت داریم ها !![قلب]

آرش- اسلام در اروپا

«خدايا! به من دست و نيرويى ده تا بتوانم بر كسانى كه به من ‏ستم مى ‏كنند پيروز شوم، و زبانى عنايت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال بر مخالف چيره شوم، و انديشه ‏اى ده تا نيرنگ فكرى دشمن را درهم شكنم، و دست ‏ستمگران را از تعدى و تجاوز كوتاه سازم.» صحيفه سجاديه ترنم روز و شب اشك تو پرده از چهره تزوير ايل دشنه برداشت و سيل اشك تو، خانمان ظلم و ستم شان را ويران ساخت. اي تو معلم ايستادگي و صبوري! پيام آور ايثار و جانفشاني! و اين اشك غربتي است كه بر مظلوميتت از ديده عاشقان بر مزار بي شمع و چراغت جاري است. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين با سلام شهادت چهارمين اختر اسمان ولايت بر پيروان حضرتش تسليت باد

قرار شبانه

بعداز سه بار جنگ جهانی و قتل عام در بدترین زمانه ی موجود می رسی!! اخبار گفت: منتظر مقدم توائیم او در ادامه اش که نیفزود می رسی این فرش از جوانی خود بود منتظر وقتی که مُـرد قالی و٬ فرسود می رسی! درست چند دقیقه بعد از جمعه است... و باز هم.. آقا! جسارتاً به شما عرض میکنم: باور نمی کنم که شما زود می رسی

دیاموند

هدایی دیروز خیلی دلم هوات رو کرده بود تو اتوبوس یکی دیدم کپ خودت. کلی جولویب خودم رو گرفتم نرم ماچش کنم همین دیگه فعلا

بنت الهدی صدر

اووووووووووه سلام علیکم. یه امامزاده صالح رفتیم ها... دوستان گرامی به ویژه آقای MJ و AT و همزاد عزیزم دیاموند، خوشحالم کردید با اس ام اس هاتون. خیلی باحال بود. آقای MJ فکر نمی کنم اگه همه آدم ها هم از خدای خودشون بنویسن منافاتی با توحید داشته باشه. هر کسی خدا رو منطبق بر میزان درکش پیدا می کنه... کاش به جایی برسیم که همه خدا رو یک جا پیدا کنیم. منکر وسعت خدای یکتا که نیستیم؟ هستیم؟ آقای عاصی گرامی، این قدر کامنتت قشنگ بود که با وجود این که حس می کنم بیتی که نوشتی قبلا خونده بودم اما زیباییش برام چند برابر شد. به موقع یادآوری شد. شاد زی همیشه یاعلی [گل]

خودمن

شعر آقای عاصی بسیار قشنگ بود !!!

At

بله ! من از طرف ایشان عرض می کنم ! راه های رسیدن به خدا به اندازه همه موجودات روی زمین... بتی! امروز خونه مریم.آخ.. بودیم. سلام رسوند!