يک پنجره پرواز

به فاصله چشمانم تا افق

نگاهم را روی بوم آبی و صاف آسمان می کشم

درهای ورودی بسته شده

اتاق زمین گرم است 

هوا نیست

پنجره ای از جنس نی های خیزران 

دیوارها با تابلوها ی کوچک و بزرگ پر شده 

سقف آسمان تنها ، جا دارد 

میخ می کنم

پنجره را بر پیکر آبی و آرامش 

پنجره خیره بر زمین

دستانم در دستگیره هایش گیر کرده اند 

دستانم را باز می کنم 

و پنجره را نیز 

آن سویش همه منتظرند

بال هایم را بر پشتم طرح می زند

آری ! ؛ او نقش می زند 

و پریدن معلم پروازم می شود 

با توهمی از جنس انتظار

گشودن ، خود انتظار بود 

/ 39 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيستی...!

درهای ورودی بسته شده...اتاق زمين گرم است...گرم است؟ درهای ورودی در ماه رجب باز است...وخدای ما خدايی ست که رحمت را بر خودش واجب کرده... دعا کنيم...زياد... من راهی مدينه هستم...دعايتان ميکنم...!

ساره

وقتي مي‌آيي دلم تنك ميشود براي همه بودن هايت ....

ساره

ببخشيد درستش همينه: وقتي نمي‌آيي دلم براي همه بودنهايت تنگ مي‌شود. . .

کدخدا

ايشالا هر جا هستی صيحيح و سالم باشی

کدخدا

اهنگ وبلاگت قشنگ شده البته به قبلی نميرسه

نسیم

سلام خوبی بهترینم؟ خیلی زیبا و دلنشین بود برای دل خسته من. امیدوارم تو این ایام ماه رجب بتونیم دلمونو به آسمون وصل کنیم و رحمت خدا شامل حالمون بشه. التماس دعا خدانگهدار عزیزجان

At

بابا آبی !!!!!

احمد

سلام کم سعادت شدیم سری نمیزنین دیگه بروزم راستی یکشنبه ها جلسه نقد وبلاگ داریم. پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب ساعت 5 بعد از ظهر. شما هم تشریف بیارین. یا علي