شب دهم

      *شب کمین می‌کند،

      و پشت پلک ِ روز،

      خط می‌کشد با تیزی.

      

      *لانه به لانه، هر قناری غریبی می‎کند؛

      و چون بال می‌گشاید،

      ردی از خون مسیرش را زخمی . . .

          

     *خیال ِ وعده‌ای نماز ِ میانه،

     می‌رقصاند خورشید را

     تا دل ِ کهکشان؛

     و در آسمان ِ دهم،

     خورشید! دلتنگی‌هایش را می‌تابد.

      

     *قبله‌نما دیوانه می‌شود،

     گم می‌شود میان فریاد و

     سجده می‌کند!

     به سوی خاکی که بر خاکستر می‌نشیند.

     و شن،

     تشنگی‌هایش را بی‌اشک می‌گرید.

     

     *آب، قهر می‌کند.

     نهر و رود،

     چون جزامیان ِ بی بَر و رو،

     می‌کوبند شانه‌هایشان را بر تن ِ باد . . .

           

     *ابر هبوط می‌کند؛

     و دنیا در بهتی خسته،

     دست و پا بسته،

     پشت هر ابر سرگردان مخفی می‌شود!

     تا شاید دمی بمیرد،

     و احیا شود باز،

     با بهانه ای از سرافکندگی . . .

      

     *نفس‌ها خس خس می‌کند.

     تیغی از سر گلو می گذرد.

     و کودکی را

     پدر، در مسیر آسمان می‌بوسد.

      

     *خاک چون قلب تپنده،

     مشت می‌شود؛

     و زبان، خشک . . .

     و در باز و بسته شدن هر لب

     نجوایی خفیف به گوش می‌رسد:

     «هَل مِن ناصر ٍ یَنصُرنی...»

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

دختر جان من کامنتی ندیدم... بعد هم پایه ام هر وقت که گفتی چند پرس مدار منطقی با xor va xnor اضافه مهمانت کنم .[گل]

ماماني هستي (سايه صبور)

سلام دخترك مهربونم شب دهم ؟ تازه شروع شده اولين روز است اولين روزايي كه گلويي با تيغ ملعوني بريده شد اولين روزائي كه رفع تشنگي يك نوزاد با تيري به باران خون مبدل گشت اولين روزهايي كه آسمان خون ميگريد و زمين ميلرزد از هجوم نامردمان دون مايه .........

حسن شیرعلی

سلام و این نوای الهی را به گوش هایی که باید رساندند و این نوا در عمق جان آنها که در میانه باز ماندند فرو رفت و . . . هل من ناصر ینصرنی .

لیلا

زووووود تند سریع بند بند و سطر سطر و واژه واژه اشعار وبلاگ سجیل را بخوان اخص مودبش احمدی اش و ... ولش کن همه را بخوان چند بار...

لیلا

http://sejjil.blogfa.com/

فرید صلواتی

چرا بایداین کار را که تو میگویی انجام دهم؟ روی چه منطق و مبنایی؟ چرا باید برای اهداف سوء تو احساسی شوم؟[گل][خداحافظ]

روابط عمومی

بنا م خدایی که آرام دهنده دلهاست با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز[گل] در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، که هر هفته به طور منظم برگزار می شود ، در این هفته به بررسی و نقد وبلاگ جهنم افکار پرداخته می شود . لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . وعده ديدار ما : يکشنبه 29 /10 / 1387 ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب

ابوالفضل

با عرض سلام و احترام: با این واژه ی غریب که نام جمله را بر خود گذاشته است ،‌الفتی دیرینه دارم! شاید بتوان گفت که مظلومیت نهفته در اتمسفر این جمله ، دل را به درد می آورد و چشم را تار... بهتر بگویم : ورد زبانم در تمامی عمرم بوده است و شاید باشد... هَل مِن ناصر ٍ یَنصُرنی... ---- همیشه مست رقص زیبای قلم متعهد و توانایتان بوده و هستم. و شرمنده الطاف وبنده نوازی هایتان. شاد و سربلند و موفق باشید.