***

بهشت و جهنم!

 

یک مردِ روحانی، روزی با ملکی مکالمه‌ای داشت:

ملک! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ملک آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد! افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می‌آمدند.. آنها در دست خود قاشق‌هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها بر بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می‌توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُرکنند. اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. ملک گفت: تو جهنم را دیدی! آنگاه به سمت اتاق بعدی رفتند و ملک در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد بود با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت! افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق‌های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند. مرد روحانی گفت: نمی‌فهمم! ملک جواب داد: ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم‌های طمع کار تنها به خودشان فکر می‌کنند!

 

 

*من عاشقم.

وابسته به جادو،

سیراب از احساس،

یابنده آری.

 

*حلمم، پر ِ تلمیح،

سر چشمه هر قصه پر ترس،

یوسف صفت و یاغی ِ کاری،

نازک دل و سرشار ِ پریدن،

یلدای شبیخون زده بر هر چه سپیدی.

 

*روراست تر از حرف دل زار.

آسوده ترین حس شکیبا.

واله من ای هو...

نوشیدن یک جام "رسیدن"،

دامن زده بر لب، پس ِ فریاد.

یاسَم! مددی ای...

 

 

فلسفه زندگی و تخته نرد

نرد فلسفه زندگی است! عرصه‌ای که در آن دوازده مهره سفید (12 ساعت روز) و دوازده مهره سیاه (12 ساعت شب) در اختیار انسان است و تقدیر از شش جهت (شمال – جنوب – شرق – غرب- بالا - پایین) بر او نازل می‌شود. این است که تاس را شش وجه ساخته‌اند؛ و اما دو تاس یکی ظاهر است و دیگری باطن. ای خوشا به حال آنکه تاس ظاهر و باطنش عین هم باشد تا جفت بازی کند. و خوش‌تر آن‌که ظاهر و باطنش در تمام ابعاد کامل باشد که جفت شش بازی کند تا در کنج، خانه ببندد. آنچه به واسطه آن دو تاس نازل می‌شود جبر است و بازی با مهره‌ها اختیار پس لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین شرح تخته نرد است! سرانجام برنده آن کسی است که عرصه دل را زودتر از دغدغه روز و شام خالی کند...

راوی: حسام‌الدین و مائده

 

*حلول ماه رجب -رجب المرجب ِ عزیز، ماه بارش رحمت و نعمت الهی از عرش بر فرش- بر تمام عاشقان مبارک باد...

گوارایتان. سپید تر از شیر و شیرین تر از عسل.

 

/ 29 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل

با عرض سلام و احترام: چه بگویم ؟! وقتی به واژه ی تلمیح در هنر نمایی قلم توانایتان رسیدم ، دیدم برداشت شخصی با نگرش به معلومات فرد است ! و نوشته های شما نیز با علم و آگاهی فرد در هم آمیخته است... پس سکوت می کنم و بهره ام را به مانند همیشه می برم. فلسفی تخته نرد را اگر اجازه بفرمایید جهت بهره برداری در محافل فرهنگی سرقت ادبی بنمایم ؟( تا رخصت شما دندان بر جگر خواهم گذاشت ). در انتها تنها می توانم خدا را شاکر باشم بابت سعادت بهرمندی از هنر نمایی قلم همیشه توانایتان. خدا خیرتان دهد. ممنونم

زهرا

چه خبر اینجااااااااااااااا؟ یکی به من هم بگه؟ دیروز که دیددمت مثل یه تیکه ماه شده بودی[گل] چقدر سفید به تو به وبت به دلت می آد[ماچ]

محمدي

درود بر شما به روزم امنيت رواني جامعه اولويت اول يا دوم خوشحال از حضورتان[گل]

خود من

[لبخند]/// رنگ سفید اینجا تازه به چشمم اومد ! به هر حال علاوه بر ماه رجب این هم مبارک باشه .. به قول دوست نادیده ای در پس هر تغییری رازی نهفته است !

فانوس دریایی

سلام رجب که می رسد دلم می لرزد و می گیرد دیر گاهیست که چنان منقمر در زندگی مادی شده ام که از ندای این الرجبیون شرمنده ام و حسرت به دل ... این روزها تمام کتب فلسفی ام را کنار گذاشته ام و بند دخیل به شهد عرفانی عارفان بسته ام تا مگر قوتی به پای دل دهم و آن را بلند کنم و بر بام قرآن دست بیاویزم .... نردت را خواندم و لذت بردم و شعرت طعم لذتم را گواراتر کرد ممنون از الطاف خفیه ی الهی هم بد نیستم و همچنان منتظر ... و در آخر استاد آن است که معرفت در کلامش آشکار باشد و به حمد الله در شما چنین است خوش باشید و پر فیض از برکات این ماه و دو ماه بعد یا حق [گل]

روابــــط عمــــــومــی

سلام دوست عزیز در ادامه ی جلسات نقد وبـلاگها این هفته با نقد وبلاگ از خواب تا مرگ (http://fpi.persianblog.ir ) در خدمت شما دوست عزیز هستیم نویسنده وبلاگ : پیمان دانشفر لذا بدینوسیله از جنابعالی دعوت می کنیم تا با حضور خود موجب گرمی بیشتر این محفل فرهنگی گردید زمان : یکشنبه بیست و سوم 23 تیرماه 1387 ساعت 17 الی 19 مکان : یوسف آباد - پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب

مروارید عرفان

سلام دختر گلم [گل] مطلب جالب را نوشته ای . متن پایانیت در ارتباط با تخته نرد مرا بیاد این شعر انداخت که مفهوم عمیقی دارد . آسمان تخته و انجم بودش مهره و نرد / کعبتینش مه و خورشید و فلک نراد است / با چنین تخته و این مهره و این کهنه حریف / فکر بردن بودت سعی تو بی بنیاد است . همواره دلت شاد و لبت خندان است .

At

[نیشخند] نگفتی می شناسی حالا؟!! اپم !

بوجار

سه نقطه و يك " ه " تفاوت سردار و شهردار

عمو جونت

حالا یارم بیا دلدارم بیا[گل][گل][گل][گل][شوخی][خنده] عالیه جیگر خوب پیشرفت کردی انشا ا000 سال دیگه جام جهانی