فصل من

 

         

     *پیادهروهای ِ خلوت ِ پاییزی

     در راهند.

     خزان اما،

     مدت‌هاست بر در ِ دل‌ها می‌کوبد.

     

     *شروع شعری با کلمات ِ سکوت را

     چگونه توجیه خواهی کرد ؟

     وقتی تمام پرنده‌ها

     در خش‌خش ِ برگ‌های پاییزی،

     هنوز هم می‌توانند

     ترانه پرواز بخوانند.

     و بوسه قطره‌های باران را

     ذوق کنند و

     پرهایشان

     اقامه کند

     بعد از هر رکعت "دوستت دارم...".

       

     *شنیده‌ای صدای باد را ؟

     این روزها آواز می‌خواند؛

     و عجیب درختان پیاده‌رو،

     می‌رقصند و هلهله می‌کنند با دویدنش

     میان دلدادگی آسمان و زمین.

     و تمام بوته‌های یاس

     بوسه می‌شوند،

     می‌خوابند در تنفسی شبیه "آه"،

     و با لبخندی که

     شروع می‌کند بازی با خیال را

     تمام "ت"های زندگی سوت می‌کشد.

     "س"ین می‌شود.

     و شبیه‌تر از تمام تبدیل‌ها،

     هر بوته، بوسه خواهد شد.

     ...

      

     *شاید دلم برگردد،

     همین روزها

     که دیگر روز شمار میلادش را هم اگر گم کند،

     تولد پاییزی‌ش را

     همیشه به خاطر خواهد داشت.

     که پاییز در راه است...

    

/ 60 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

کاش میشد تا خدا پرواز کرد ...پپای دل از بند دنیا باز کرد...کاش میشد از تعلق شد رها ...بال زد همچون کبوتر در هوا ..کاش میشد این دلم دریا شود ...باز عشقی اندر او پیدا شود ...کاش میشد عاشقی دیوانه شد ...گرد شمع یار چون پروانه شد ...کاش میشد جان ز تن بیرون شود ...چشم از هجران او پر خون شود ...کاش میشد از خدا غافل نبود ...کاش در افکار بی حاصل نبود ...کاش میشد بر شیاطین چیره شد ....تا رها از بند با این شیوه شد ...کاش دستم را بگیرد توی دست ....تا شوم از دست او من مست مست ...کاش میشد مست باشم تا ابد ...سر بر آرم دست افشان از لحد...کاش میشد تا که در روز جزا ...شاد باشم از عمل پیش خدا ...کاش میشد یک نفس دیدار یار ...تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرار ...کاش میشد با خدا شد همنشین ...جنت و دوزخ ؛ یا اندر زمین ....آمین یا رب العالمین ...........[گل][گل]

فاطمه قائدی

سلام ممنون ار خبرتان ومحبتان ما هم التماس دعا فعلا دارم می خوانم

خود من

و تمام بوته های یاس ... مگر بوته ی یاس هم بوسه می شوند ؟ تمام ت های زدگی سوت می کشد .. س ین می شود ... سین می شود [گل]

تارا

سلام بنت الهدی جان عزیز من آپم با یه شعر از آقای عبدالحمید ضیایی خوش باشی عزیز [گل][گل][گل]

دوست

سلام خیلی خوبه... و اینکه قضیه دوستان و شماره هاشون حرفایی که یا فرصت نیست بهشون رو در رو گفت یا نمیشه یا...و در اینجا همون حرف رو بطوری که فقط خودش بفهمه بهش میگی! البته مشکلاتی هم پیش میاره که مهم نیست! درباره اسم هم باید تحقیق کنم که فکر میکنم بتونم از نتایج تحقیق شما استفاده کنم ...اگر سایتی هست آدرس بدید و یا لینک بدبد. ممنونم موفق باشید خدانگه دارتون

داود سیدی

سلام روزان اگر لبریز شد خواب منم سریز شد در بهت روزان بهار افسوس زود پاییز شد.

داود سیدی

سلام. نمی دونم چرا اما این روز ها گنگ می نویسید. شاید من گنگ می خونم. [گل][لبخند]

سینا صادقی

سلام خبر خیلی خیلی خیلی مهم راجع به گروه سایت توپ لطفا سر بزنید

رضائیان

سلام هدی جان[نیشخند] نوشته هایت بسیار دلنشین و زیبا بود. به شما تبریک می گویم[گل] خانم دست ما را هم بگیر تا بتوانیم بنویسیم به راهنماییتان محتاجم[خجالت]

مهران

سلام با اجازت یه شعر ازت کپی کردم وبلاگ قشنگی داری موفق باشی بهم سر بزن