آمدم

میان اتاقی با دیوارهای سپید ایستادم

انار دلم همان میان افتاده بود

شکسته بود

سرخ ِ سرخ...

آب انار پاشیده بود روی کف‌پوش سپید

قطره‌ای هم جلوی پایم

دلم شکسته بود

دلم شکست...